کمبود آب در ایران، علل و راهکارهای برون رفت از آن

سال های طولانی است که متخصصین آب در کشور به مسئولین مربوطه همواره گوشزد می کنند که کمبود آب جدی است و الزامیست اقدامات و اصلاحات لازم در بحث مدیریت منابع آب صورت پذیرد. ولی متاسفانه تاکنون هر مدیری آمده است نه تنها از مشکلات حوضه­ی آب نکاسته است، بلکه  بر وخامت  آن نیز افزوده است. قبل از انقلاب اسلامی بسیاری از محصولات مورد نیاز از بیرون از مرزهای ایران به کشور  وارد می شد و البته سند آمایش سرزمین نوشته شده بود که بر اساس  هدف­گذاری کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، بایستی در سال 1391، کشور ایران توسعه­ای بر مبنای آمایش سرزمین داشته باشد. با پیروزی انقلاب اسلامی تمامی برنامه ها و اسنادی که در زمینه آمایش سرزمین نوشته شده بود کنار گذاشته شد و بخصوص از دولت سازندگی، هدف خودکفایی بویژه در بحث محصولات استراتژیک کلید خورد. در بسیاری از دشت های کشور اجازه بهره­برداری و حفر چاه داده شد به طوری که در کویرهای ایران پنبه و هندوانه و طالبی و توت فرنگی کشت شد. نمونه این تفکر مدیریتی را در زمان وزارت جناب آقای کلانتری بر وزارت کشاورزی دولت سازندگی و اصلاحات به روشنی می بینیم که بسیاری از دشت های ایران مرکزی با کاهش شدید منابع آب روبرو شدند (هیدروگراف آبخوان­های کشور گویای این مسئله می­باشد) و یا به دلیل توسعه کشاورزی و باغات در حاشیه دریاچه ارومیه، آب های زیرزمینی تخلیه شدند و به دلیل تغییر شیب هیدرولیکی، آب شور دریاچه وارد آبخوان های مجاور شد و آبخوان های منطقه را برای همیشه نابود کرد. بنابراین تاکید بر خودکفایی بدون در نظر گرفتن آمایش سرزمین و آب مجازی، عدم تغییر الگوی کشت و کمک به کشاورز برای ارتقای سیستم­های آبیاری، بسیاری از آبخوان های کشور را به نابودی کشاند به طوری که از 603 دشت کشور، بیش از 239 دشت ممنوعه بحرانی اعلام شده است. حال که با توسعه­ای بی بندوبار و نابه­جا در بسیاری از مناطق کشور، مردم با مشکل بزرگ کمبود آب مواجه هستند، این بار جناب آقای کلانتری در سمت ریاست سازمان محیط زیست، مجوز به انتقال آب بین حوضه­ای می دهد که می توان از آن به عنوان آخرین ضربه بر پیکره ایران زمین نام برد. چرا که با وجود مشکلات بسیار زیادی که خوزستان در زمینه آب دارد و باعث شده است بسیاری از اراضی کشاورزی بایر، باغات و نخلستان­ها خشک، تالاب­ها خشک و یا شور شوند، رودخانه­ها خاصیت خودپالایندگی خود را از دست دهند و حاشیه نشینی در تمامی شهرهای خوزستان افزایش یابد، جناب آقای کلانتری برای فائق آمدن بر کمبود آب ایران مرکزی که خود و مدیران همفکر ایشان مسبب آن هستند، بر مبنای داده­ها و اطلاعات نادرست، بیلان آبی برای خوزستان محاسبه می کنند و مجوز به انتقال آب از خوزستان می­دهند.

 با کمال تأسف باید گفت که بسیاری از مدیران مرتبط با حوضه­ی آب، درک درستی از وضعیت منابع آب کشور ندارند و همچنان به جای مدیریت تقاضا به دنبال مدیریت عرضه و در جستجوی منابع آبی جدید هستند.

به عنوان یک متخصص حوضه­ی آب که از وضعیت منابع آبی کشور در تمامی مناطق کشور آگاه هستم، به مسئولین محترم تصمیم گیرنده اعلام می کنم که راه حل مشکل منابع آبی کشور انتقال آب بین حوضه ای نیست. به نظر بنده راهکار حل مشکل آب کشور، اجرای دقیق موارد ذیل می­باشد:

1)     مطالعات دقیق منابع آب کشور و اطلاع درست از کمیت و کیفیت منابع آبی کشور توسط متخصصین آب و نه مشاورین و مافیای آب غیر متخصص. چرا که به هیچ وجه داده ها و اعداد و ارقام موجود در بحث بیلان آبی و وضعیت منابع آب کشور قابل اعتماد نیستند. 

2)     به عنوان یک راهکار کوتاه مدت، از کاربری های آب بر در مناطقی از کشور که با کمبود جدی منابع آب روبرو هستند جلوگیری شود و به کشاورزان به عنوان اصلی ترین مصرف کنندگان منابع آب، سهام غیر قابل انتقال به غیر داده شود تا بتوانند شغلی جدید بیابند و یا نوع کشت خود را تغییر دهند. بدون شک با به نتیجه رسیدن شغل جدید، سهام می تواند پس گرفته شود.

3)     به عنوان راهکار میان مدت، کشت محصولات استراتژیک محدود به استان­های دارای آب شود و نسبت به تسطیح اراضی و افزایش بهره­وری در این مناطق اقدام گردد.

4)     به عنوان یک راهکار بلند مدت، سند آمایش سرزمین با توجه به استعداد واقعی هر منطقه و با تاکید بر آب مجازی نوشته و به دقت اجرا و بر آن نظارت شود. از کشت محصولات آب بر و با بهره­وری پایین در کشور اجتناب شود و آبخیزداری به عنوان پایه­ توسعه پایدار تقویت گردد.

/ 0 نظر / 61 بازدید